تبليغاتX
غوغا
فریاد یک ملت سه شنبه هفتم اسفند 1386 14:46

فریاد

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
 من به هر سو می دوم گریان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: شعر | لینک ثابت |

به کدامین گناه؟؟؟؟؟ سه شنبه هفتم اسفند 1386 14:21

باز هم مهرورزی

خبرنامه امیرکبیر: ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج، زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج کشته شده است.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: سیاسی | لینک ثابت |

سه شنبه هفتم اسفند 1386 14:16
گزارش خواندنی از تغییر جنسیت در ایران
عصر ایران؛ وحید جعفریان - خبرگزاری بلومبرگ در گزارشی به بررسی موضوع تغییر جنسیت در ایران و کمک های مالی دولت در این خصوص پرداخت.

به گزارش عصر ایران این خبرگزاری می نویسد: “ناصر چندان اعتقادی به حکومت اسلامی ایران نداشت تا زمانی که بابت تبدیل شدن به یک زن کمک مالی دریافت کرد.”

خصوصیات این فرد از دوران کودکی با سایر همسن و سالان پسر متفاوت بود به نحوی که لباس های زنانه عمه خود را دزدکی برمی داشت و حتی آرایش می کرد.

در سن 14 سالگی ناصر به والدین خود گفت می خواهد جنسیتش را تغییر دهد: “متوجه شدم که مشکل دارم و احتیاج داشتم این مشکل را از طریق عمل حل کنم.”


ادامه مطلب
نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: عمومی | لینک ثابت |

فریدون مشیری دوشنبه ششم اسفند 1386 12:17

کوچ

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد
به کوه خواهد زد
به غار خواهد رفت
تو کودکانت را بر سینه می فشاری گرم
و همسرت را چون کولیان خانه به دوش
میان آتش و خون می کشانی از دنبال
و پیش پای تو از انفجارهای مهیب
دهان دوزخ وحشت گشوده خواهد شد
و شهر ها همه در دود و شعله خواهد سوخت
و آشیان ها بر روی خک خواهد ریخت
و آرزوها در زیر خک خواهد مرد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: شعر | لینک ثابت |

راهپیمایی به زور نمره دوشنبه ششم اسفند 1386 12:2

این ماجرا در یکی از دبیرستانهای بوکان رخ داده متن رو هم خواهرزاده ی من نوشته:

ديروز ناظم مدرسه اومد سر كلاس و خيلي صميمانه ، مودبانه و مهربانانه فرمود : خودتون ميدونيد هنوز كارنامه ها رو نداديم . گذاشتيمشون واسه فردا كه نمرات انضباطتون رو بذاريم . هر كي نياد واسه راهپيمايي ، مستقيماً 5 نمره از نمره ي انضباطش كم ميشه .
ما هم خيلي مسرور گشتيم و ايشون رو از ته دل تشويق كرديم . آخه مگه ميشه يوم الله 22 بهمن رو از دست داد ؟
بلاخره با بچه ها امروز رفتيم مدرسه . غوغايي بود . شور و حال انقلابيون جوان تو چهره هاشون به شكل جالب توجهي موج ميزد . نكته ي قابل توجه تو اون گير و دار ، سيل بلوتوث بود . اين همه گوشي . آقا ما هنوز تو بهت اون 5 نمره بوديم كه از دست نداديمش . 5 نمره اي كه از اون شاگرد اول كلاس كم شد . همون كه حتي 19.5 هم تو نمره هاش نيست . اشكال نداره . فوقش يه 0.5 نمره از معدلش كم ميشه . بعد كه كنكور رو حذف كردن و شرط شد معدلي ، ايشون هم فقط چند تا دانشگاه اونور تر خاك و خول ميخوره . از خيابون بالا رفتيم همراه با كليه ي دانش آموزان . انقلابيونه (ه مونث) ها رو ديديم كه از يه كوچه اونور تر رد ميشدن . شور حال 100 برابر شد . در بعضي صحنه ها هم ياد چهارشنبه سوري مي افتادم . نميدونم اينا ، اين موقع از سال اين همه ترقه و ... از كجا گير آورده بودن ؟
الا ايها الحال ، با همه ي اون مشكلات به جمع راهپيمايي كنندگان رسيديم . هزاران راهپيمايي كننده كه مثل يك مكان +18 ، يك نفر بالاي 18 سال هم ديده نميشد . پرچم ها رو كه نگاه ميكردم ، مدرسه باكري ، مدرسه استقلال ، مدرسه مفتح ، مردسه طباطبايي و ... . يعني تو همه ي اون مدارس قضيه سر اون 5 نمره بود ؟
به راه رفتن ، همراه دوستان ادامه داديم . سكوت جذابي بر جلسه ي هزاران نفري حاضر بود . با اينكه اون آقايي كه شعار "مرگ بر امريكا" رو از بلندگو سر ميدادند ، كسي تكرار نميكرد . سر هر كوه هم يه نظامي بود كه ملت متفرق نشن .


نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: عمومی | لینک ثابت |