
باز هم مهرورزی
خبرنامه امیرکبیر: ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج، زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج کشته شده است.

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو می دوم گریان

باز هم مهرورزی
خبرنامه امیرکبیر: ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج، زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج کشته شده است.
به گزارش عصر ایران این خبرگزاری می نویسد: “ناصر چندان اعتقادی به حکومت اسلامی ایران نداشت تا زمانی که بابت تبدیل شدن به یک زن کمک مالی دریافت کرد.”
خصوصیات این فرد از دوران کودکی با سایر همسن و سالان پسر متفاوت بود به نحوی که لباس های زنانه عمه خود را دزدکی برمی داشت و حتی آرایش می کرد.
در سن 14 سالگی ناصر به والدین خود گفت می خواهد جنسیتش را تغییر دهد: “متوجه شدم که مشکل دارم و احتیاج داشتم این مشکل را از طریق عمل حل کنم.”
|
|
کوچبشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد |
این ماجرا در یکی از دبیرستانهای بوکان رخ داده متن رو هم خواهرزاده ی من نوشته:
ديروز ناظم مدرسه اومد سر كلاس و خيلي صميمانه ، مودبانه و مهربانانه فرمود : خودتون ميدونيد هنوز كارنامه ها رو نداديم . گذاشتيمشون واسه فردا كه نمرات انضباطتون رو بذاريم . هر كي نياد واسه راهپيمايي ، مستقيماً 5 نمره از نمره ي انضباطش كم ميشه .
ما هم خيلي مسرور گشتيم و ايشون رو از ته دل تشويق كرديم . آخه مگه ميشه يوم الله 22 بهمن رو از دست داد ؟
بلاخره با بچه ها امروز رفتيم مدرسه . غوغايي بود . شور و حال انقلابيون جوان تو چهره هاشون به شكل جالب توجهي موج ميزد . نكته ي قابل توجه تو اون گير و دار ، سيل بلوتوث بود . اين همه گوشي . آقا ما هنوز تو بهت اون 5 نمره بوديم كه از دست نداديمش . 5 نمره اي كه از اون شاگرد اول كلاس كم شد . همون كه حتي 19.5 هم تو نمره هاش نيست . اشكال نداره . فوقش يه 0.5 نمره از معدلش كم ميشه . بعد كه كنكور رو حذف كردن و شرط شد معدلي ، ايشون هم فقط چند تا دانشگاه اونور تر خاك و خول ميخوره . از خيابون بالا رفتيم همراه با كليه ي دانش آموزان . انقلابيونه (ه مونث) ها رو ديديم كه از يه كوچه اونور تر رد ميشدن . شور حال 100 برابر شد . در بعضي صحنه ها هم ياد چهارشنبه سوري مي افتادم . نميدونم اينا ، اين موقع از سال اين همه ترقه و ... از كجا گير آورده بودن ؟
الا ايها الحال ، با همه ي اون مشكلات به جمع راهپيمايي كنندگان رسيديم . هزاران راهپيمايي كننده كه مثل يك مكان +18 ، يك نفر بالاي 18 سال هم ديده نميشد . پرچم ها رو كه نگاه ميكردم ، مدرسه باكري ، مدرسه استقلال ، مدرسه مفتح ، مردسه طباطبايي و ... . يعني تو همه ي اون مدارس قضيه سر اون 5 نمره بود ؟
به راه رفتن ، همراه دوستان ادامه داديم . سكوت جذابي بر جلسه ي هزاران نفري حاضر بود . با اينكه اون آقايي كه شعار "مرگ بر امريكا" رو از بلندگو سر ميدادند ، كسي تكرار نميكرد . سر هر كوه هم يه نظامي بود كه ملت متفرق نشن .