تبليغاتX
غوغا
عمر خیام و مزار ملا مصطفی بارزانی شنبه سی و یکم فروردین 1387 11:49

عمر خیام و مزار ملا مصطفی بارزانی

عنوان بالا مرا ناچار می کند که مطلب امروزم را از پایان آن آغاز کنم! یعنی با عکسی از یکی از همرزمان ملا مصطفی بارزانی، پدر کُردهای عراق، که دوبیتی های خیام را از فارسی به کردی ترجمه کرده ولی هنوز امکان چاپ آنرا نیافه است (یا دستکم تا سه سال پیش که فرصت دیدارش بر مزار ملا مصطفی در منطقه بارزان دست داد این فرصت را نداشته بوده است).

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: شعر | لینک ثابت |

بدون شرح!!! سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 13:53
گیرم که در باورتان

          به خاک نشسته ام

                    و ساقه های جوانم

                              از ضربه های تبرهاتان زخم دارد.

* با ریشه چه می کنید؟


گیرم که بر سر این باغ

              بنشسته در کمین پرنده ای

                        پرواز را علامت ممنوع می زنید

*با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟


گیرم که می زنید

              گیرم که می ُبرید

                           گیرم که می کشید

* با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید...؟
نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: شعر | لینک ثابت |

یک با یک برابر نیست! سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 13:51
یک با یک برابر نیست!

   معلم پای تخته داد می زد
            صورتش از خشم گلگون بود
     و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی ‌آخر کلاسی ها
  لواشک بین خود تقسیم می کردند 
    وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
   تساوی های جبری رانشان می داد
      خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود   
   تساوی را چنین بنوشت 
             یک با یک برابر هست
 از میان جمع شاگردان یکی برخاست
   همیشه یک نفر باید به پا خیزد
       به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است 
  معلم
     مات بر جا ماند
و او پرسید
  گر یک فرد انسان واحد یک بود ایا باز
           یک با یک برابر بود
 سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
    معلم خشمگین فریاد زد
          آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت
     اگر یک فرد انسان واحد یک بود
        آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پک و دستی فاقد زر داشت
   پایین بود
      اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
     چون قرص مه می داشت
            بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
   پایین بود
        اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
     حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
           نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
    یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
          یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
    یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟
          یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
      معلم ناله آسا گفت 
           بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
    یک با یک برابر نیست

نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: شعر | لینک ثابت |

عشق شنبه یازدهم اسفند 1386 12:5
عشق چيست ؟
عشق دانش است . دانش و فرهنگ است توامان و آن كس كه از اين دو بي بهره است تواناي عشق ورزيدن ندارد عشق دلپذير ترين جهان بيني آدمي است آن جهان بيني نجيب و جليل كه از آغاز تاريخ انسان تا كنون جانهاي شيفته بسياري براي بر پاداشتن جهاني شايسته و بايسته ي آن كوشيدند و جان باختند براي :
روزي كه كمترين سرود بوسه است
و هر انسان
براي هر انسان
برادريست
روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند
قفل افسانه اي است و قلب براي زندگي بس است

عشق فروتن است عشق فروتني است از ياد نبريم كه درسرتاسر زندگي خود هرگاه به انسان والايي شايسته ي عشق برخورده ايم نخستين خصلت برجسته اي كه در او يافته ايم فروتني او بوده است و هر قدر درجه ي دانش و فرهنگ وي بالاتر به همان نسبت فروتني او نيز افزونتر است
پس عشق را با اين نخستين خصلت بزرگ و خجسته مي توان بازشناخت عشق نيكي است عشق همه ي نيكي هاي جهان را در خود جمع دارد و به همين سبب نيرومند است به سبب همين نيرومندي است كه مهربان و ايثارگر است و به عكس دمي به اين سنگين دلان و ستمكارگان افسار گسيخته ي سرتا سر جهان بنگريد كه سنگين دلي و ستمكارگي آنان به رغم نيرومندي ظاهريشان حاصل ضعف و پلشتي آنهاست
 

نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: شعر | لینک ثابت |

آی آدمها..! چهارشنبه هشتم اسفند 1386 14:31

                                 

آی آدم ها

آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.
آن زمان که مست هستید از خیال دست یاییدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بی هوده پندارید
که گرفت استید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید.
آن زمانی که تنگ می بندید
بر کمر هاتان کمر بند
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می کند بی هوده جان، قربان!






ادامه مطلب
نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: شعر | لینک ثابت |

چهارشنبه هشتم اسفند 1386 14:15
داونلود متن کامل دیوان حافظ برای موبایل و کامپیوتر:

کلیک کنید...

نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: شعر | لینک ثابت |

فریاد یک ملت سه شنبه هفتم اسفند 1386 14:46

فریاد

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
 من به هر سو می دوم گریان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: شعر | لینک ثابت |

فریدون مشیری دوشنبه ششم اسفند 1386 12:17

کوچ

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد
به کوه خواهد زد
به غار خواهد رفت
تو کودکانت را بر سینه می فشاری گرم
و همسرت را چون کولیان خانه به دوش
میان آتش و خون می کشانی از دنبال
و پیش پای تو از انفجارهای مهیب
دهان دوزخ وحشت گشوده خواهد شد
و شهر ها همه در دود و شعله خواهد سوخت
و آشیان ها بر روی خک خواهد ریخت
و آرزوها در زیر خک خواهد مرد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط A.K.N | موضوع: شعر | لینک ثابت |