چرا کامکارها ماندگار شدند؟
کامکارها آدم را به ياد قصه معروف پدری می اندازند که هنگام مرگ ، فرزندانش را می خواند و به هرکدام
از آنها تکه چوبی می دهد و از آنها می خواهد که چوب را بشکنند.فرزندان چوب را می شکنند. پدر چوبی بر چوب قبلی اضافه می کند و از آنها می خواهد که هر دو چوب را با هم بشکنند واين کار را تا چند چوب ادامه می دهد. وقتی تعداد چوبها به شش يا هفت می رسد، کسی از فرزندان، حتی زورمندترين آنها به رغم به کار بردن تمامی توان خود قادر به شکستن دسته چوب ها نمی شود . اينجاست که پدر روبه فرزندان کرده و می گويد : اگر با هم متحد باشيد کسی نمی تواند شما را بشکند و همه گاه اعتبار و منزلت خودتان را داريد.به گمانم روزی که استاد حسن کامکار داشت زندگی را بدرود می گفت اين قصه در ذهنش جولان می کرد و می دانست که پراکندگی و تفرقه چه مصيبت بزرگی است و با آدمی چه می کند . پس او هم فرزندانش را پيش خود نشاند و توصيه هايی کرد که تا به امروز که ۲۵ سال از شکل گيری اين گروه می گذرد، همچنان آويزه گوش کامکارهاست.
ادامه مطلب
زندگينامه استاد حسن زيرک

درسال 1299 ه.ش درشهرستان بوکان متولد شده ديري نگذشت که پدرش رااز دست داد ه ومادرش نيز ازدواج مي کند وسرپرستي آن رابرادر بزرگش به نام عبدلله به عهده مي گيرد.
ادامه مطلب